مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه در شهادت امام عسکری علیهالسلام
لالهلاله خون شده قلب چمن یابن الحسن شد جدا از باغ یاسین، یاسمن یابن الحسن از مدیـنه نـالـههای تـسلیت آیـد به گوش کشته شد بابای تو دور از وطن یابن الحسن روضهخوان سامـرا، از تـشنگیِ او بگو لـرزه افـتاده چرا بر آن بدن یابن الحسن از شرار زهر جسم نازنیـنش گـشته آب اشک ریزد بر تن او پیرهن یابن الحسن مثل جدش مجتبی خون شد دل او، دم نزد سامرا حیران شد از صبرِ حسن یابن الحسن آه ای پـروانـۀ دلسـوخـتـه، بـالـینِ شـمـع روضه خواندی از کدامین سوختن یابن الحسن جسم جدت در بیابان جسم مادر پشت در از گلویت میبرد تابِ سخن یابن الحسن تا کـفـن شد پـیکـر بـابـای مـظـلـومِ شـما یادت آمـد مـاتـم آن بیکـفـن یابن الحسن یادت آمد از تنی که تیر خورد و نیزه خورد باز هم، با سنگ او را میزدن یابن الحسن |